جامعه شناسی نخبه کشی. علی رضا قلی
آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام می شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین ؟
در دو سده ی اخیر برخی از نخبگان سیاسی ایران می خواستند در جامعه ای که بر صدر آن بودند اصلاحاتی بکنند و تغییراتی بدهند. گرچه اینان نامشان به نیکی بر جا ماند اما خود قربانی خواست ها و بستر نا مساعد اجتماعی شدند.
از نمونه های بارز: میرزا تقی خان امیر کبیرـ میرزاابوالقاسم قایم مقام و دکتر محمد مصدق. این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجه ای که عایدشان شد. از نوشته پشت کتاب.
نویسنده می گوید: می خواستم با این فکر که اگر امیر کبیر زنده بود یا اگر علیه مصدق کودتا نمی شد یا اگر فلانی سر کار بیاید چنین و چنان می شود به مبارزه برخیزم و نشان دهم که ساختار های سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی تاب تحمل اصلاحات این بزرگان را نداشتند. اگر صد بار با استبداد به هر علت گلاویز شویم و آن را تحویل دیگری بدهیم تاساختارهای استبداد پرور هستند همچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت.
و غرض من از نوشتن این اخبار آن است تا خوانندگان را فایده یی بحاصل آید و مگر کسی را ازین بکار آید. بیهقی. ص ۲۲۲ از مقدمه کتاب.
گزار ش کوتاه مقدمه را بخوانید.

