
بعدمجسمه ی الاغ را پهلوی مادر وکودک گذاشت وبه عنوان حرف آخر گفت :
- این پسر په پونه این زن په پونه واینم خود په پونه .
په پونه هم در حالی که مجسمه ی گاو را می گذاشت وگروه را تکمیل می کرد گفت:
- اینم دون کامیلو!
از کتاب (دنیای کوچک دن کامیلو نوشته جووانی گوارسکی ترجمه جمشید ارجمند)
می شود خواند وخندید واندیشید
+ نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت
|


