
به مناسبت اکران فیلم بادبادک باز اثر خالد حسینی در امریکا .
برایت تعریف کردم که وقتی طالبان در 1996 وارد کابل شدند و به جنگهای روزمره خاتمه دادند، همه مان جشن گرفتیم .
از او پرسیدم چه مشکلی پیش آمده و او سر جنباند . گفت : ( حالا دیگر خدا به داد هزاره ها برسد .)
چند هفته بعد طالبان بادبادک بازی را قدغن کردند . دو سال بعد ،در 1998 هزاره ها رادر مزارشریف قتل عام کردند .
راز زندگی در افغانستان چیزی شبیه معصومیت است .
آنها وحشت را در زندگی واقعی خویش دیده اند . قتل و آدم کشی هایی که به آسانی اتفاق می افتد و دلتنگی و بغضهایی که پس از آن به جا می ماند . برای انسانهایی که مجبور به جدال و مرگ اند برای امنیت و آرامش .
با مطالعه ی این کتاب لحظاتی بغض و حس ناتوانی در میانه ی یک جنگ وآوارگی ابدی را تا مغز استخوان لمس کردم . باور نمی کردم هنگام خواندن اثر آنقدر دچار غم و اندوه شوم که همراه نگاه خیره ی پسرک به سربازان طالبان من هم به آنها زل بزنم .
نویسنده بدون تعصبات ایدءولوژیک با بیانی ساده و اثر گذار به شرح وقایع و سرنوشت غم انگیز مردم افغانستان می پردازد و خواننده را به این باور می رساند که باید نوعی دیگر به افغانها نگریست .
کتاب (هزار خورشید درخشان ) از همین نویسنده را نیز مطالعه کنید و با آ نچه بر سر همسایه ی ما آمده بیشتر آشنا شوید ودرد های آنان را لمس کنید . که بقول خودشان " زندگی می گذره " یا بعبارت دیگر زندگی همچنان ادامه دارد .
مترجم مهدی غبرائی


