تبليغاتX
هم اندیشان

چهره هايي از پدرم
چهره هایی از پدرم
هيچ وقت از زمين خوردن نترسيده ام.به خودم گفته ام((زمين خوردن هم درشان پهلوانان است...اگر از زمين خوردن بترسي، اصولا نبايد كشتي بگيري...))ومن هربار كه زمين خورده ام، پا شده ام ومصمم تر واميدوارتر از گذشته به راه خود ادامه داده ام ، تا آن مدرسه يك اتاقه وبي ميز ونيمكت وتخته سياه را -كه در سال ۱۳۱۲در يكي از كوچه هاي محله سنگلج تاسيس كرده بودم ، به اين جايي كه امروز مي بيني ، برسانم...

ثمين  در كتاب ((چهره هايي از پدرم)) از جبار باغچه بان مي گويد.

بزرگان مان را مي شناسيم؟  بخوانيم اين كتاب و كتاب هايي از اين دست را .

+ نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت |