((كاش هيچ وقت بزرگ نمي شديم. كاش هرگز به سني نمي رسيدم كه عاشق شوم وهمه چيز را بگذارم وبروم ونگاهم هميشه به پشت سرم باشد وذهنم با آنها كه به جا گذاشته بودم. چه خوب بود اگر هميشه بچه مي مانديم با هم دور حياط مي دويديم وغم چيزي را نمي خورديم....))
از كتاب(چه كسي باور مي كند رستم )خانم روح انگيز شريفيان
آيا (كاش)واژه ي آشناي آنهايي نيست كه به گذشته چسبيده اند؟
شايدهم حس همين لحظه هاست كه پرهيز از كاش را در پي مي آورد
+ نوشته شده توسط فائزه در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت
|


