
اگر پیچ و خم های رود خانه ی قر ه قاج .آنجا که به نخلستان (مکو) می رسد ان همه دل انگیز نبود اگر بیشه ها و دشت ها یش ان همه دراج و آهو نداشت اگر پر و بال درا ج هایش ان همه رنگین و چشم آهو هایش ان همه سیاه نبود بر گرفته از کتاب اگر قر ه قاج نبود اثر محمد بهمن بیگی اگر کسی این زیباییها را نبیند چطور ممکن است بماند و زند گی و سر نوشت افراد را تغییر دهد از کودکان یاغی افرادی تحصیل کرده بسازدیا اگراو می ر فت و نمی ماند شاید ان کودک دلیر عشایر به کودک یاغی با شهامت و دلیر تبد یل می شد دلبر ان نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت ان باش که آنی دارد ****** من این باغ خرم را با اشک چشم سیراب کردم چرا گلش برای دیگران چرا خارش برای من! ##### داغ اگر یکی و درد اگر یکی بود میشد چاره ای یافت با صد داغ و صد درد چه می توان کرد ؟

