استاد امیر صادقی
با همکاری اداره امور کتابخانه های کرج
مکان : کرج ـ چهار راه دانشکده ـ آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی امیر کبیر
زمان : جمعه ۳۰ آبان - ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح
استاد امیر صادقی
با همکاری اداره امور کتابخانه های کرج
مکان : کرج ـ چهار راه دانشکده ـ آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی امیر کبیر
زمان : جمعه ۳۰ آبان - ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح
به دلیل رفتارهای پر خطر عمدتا اهمال کارانه وبخشا
سودجویانه انسانها در کمک به نابودی محیط زیست ،
این پست را به جای معرفی کتاب به هشدار ودرخواست
از همه مخاطبان به جلوگیری از این فاجعه وتدوین برنامه
روزانه در جهت کندکردن این روند (زیرا بسیاری از این
رفتارها ناشی از سیاستگذاری های کلان دولتمردان در
کل دنیاست ودر محدوده اختیارات ما نیست ) تخصیص
دادم
علاوه بر آن بخش از مشاهدات خود که هرروزه در
اطرافمان می بینیم
وموجب حسرت ودل نگرانیمان میشود مسائل ریشه ای
تری در محیط زیست کشورما وکل دنیا رخ می دهد که
بایستی از آن مطلع شویم و درحد توان برنامه ای برای
مقابله بیابیم
قدم اول آگاهی :
پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست این اطلاعات را به ما
می دهد: پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست ایران کافی
است فقط روی این عنوان کلیک کنید ودرصورت تمایل آن
را به عنوان صفخه اصلی خود تعریف کنید تا با هراتصال
به اینترنت فعال شود ویا آدرس خود را ذز این سایت وارد
کنید تا اخبار برای شما ارسال شوند
قدم دوم :
حساس کردن اطرافیان به این موضوع کاملا حیاتی
قدم سوم :
تعریف وزمانبندی همه کارهائی که به نوعی در این
راستا موثر میباشند
قدم چهارم :
تبادل اطلاعات ویافتن راهکارهای جدیدتر .
قدم پنجم :
پایش ثمربخشی بازنگری وافزایش اقدامات دیگر وتکرار
نهادینه کردن برنامه های وتسری در خانواده واطرافیان
برای تاکید بر اهمیت موضوع به این فکر کنیم که خطر
نبود برنامه در مبارزه با نابودی محیط زیست نزد تک تک
انسانها ٬ کره زمین را به نابودی حتمی می رساند ولی
قبل از آن دنیای قدرتمند برای حفظ خوددست به کشتار
عظیمی خواهدزد تا امکانات زمین با مصرف کننده های
کمتری مدت بیشتری برایش بماند.
از همین حالا که این پست را می خوانیم شروع کنیم
بسم الله
زنانگی محض در «خالهبازی»
بلقیس سلیمانی، نخستین رماناش «بازی آخر بانو» را در سال ۸۴ منتشر کرد که هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت و در بارهاش، مثبت یا منفی، بسیار سخن گفتند، و هم خوانندگان عام از آن استقبال کردند، چنانکه گویا اکنون به چاپ پنجم هم رسیده است. رمان تازهی او «خالهبازی» اما با تأخیر منتشر شد؛ بازنویسی و معطلی بیش از یک سال برای مجوز و طی کردن مراحل بازنگریِ ناگزیر برای عبور از سد ممیزی، باعثِ این تأخیر شده است. حالا، «خالهبازی» با همهی زخمهای نادیدنیاش در دستان ما ست. رمانی که به زعم من، بلقیس سلیمانی را یک پله بالاتر مینشاند.
«خالهبازی» هم مثل «بازی آخر بانو» مضمونی ظاهراً اجتماعی دارد، ولی در اساس بنمایهاش فلسفی ست: نقش و رنگِ «زنانگی محض» بر دیوار جامعهی آرمانباختهی ایرانی. البته بیحرافیهای شبهِ فلسفیِ مرسوم ادبی و بیدرافتادن به بازیهای فرمی؛ آنچنانکه از هماکنون میتوان بر موفقیتِ آن در فروش امیدوار بود. حالا که چند وقتی ست به مرض پیشبینی در ادبیات داستانی گرفتار شدهام و از قضا (!) پیشبینیهایم درست هم از آب درمیآیند، این را هم بگویم که این رمان، احتمالاً منتقدان را فقط به دو دستهی موافق و مخالفِ اثر تقسیم نمیکند، بلکه باید منتظر واکنشهای منتقدان زن و منتقدان مرد هم در برابر این اثر باشیم! به هر حال، بیهیچ تردیدی، مطالعهی این رمان را به هر علاقهمند داستانی پیشنهاد میکنم. من یکی از خواندن این رمان لذتِ بسیار بردم؛ خصوصاً در روزگار قحطی رمان تازهی ایرانی که نتیجهی نزول بلای خشکسالی چند سال اخیر است و جز دعا و نفرین کاری ازمان برنمیآید انگار!
بااجازه از خوابگرد که عین نوشته اش را آورده ام . غلط ودرستش را نمی دانم .