تبليغاتX
هم اندیشان
بارون درخت نشین

نا گفته نماند که پیش از آن ما را از سریدن روی

لبه ی مرمری پلکانها منع کرده بودند .

نه به خاطر این که می ترسیدند بیفتیم وپاهایمان

بشکند -

کوزیمو لاورس دوروندو

میان درختان زیست

همواره زمین را دوست می داشت

به آسمان رفت.

(از کتاب بارون درخت نشین از ایتالو کالوینو)

نویسنده ای که در ایران پر آوازه شده وکوزیمو هم

باز مرا یک جورهایی به یاد ایراندخت می اندازد.

 

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت |

 

-پس موفقیتش را چطور توجیه می کنید؟

-آدمهای کم سواد هم حق دارند برای خودشون

 قهرمان داشته باشن .

سرایدارها  صندوقدارها  وزن های آرایشگر که

عروسک های شهربازی یا عکس های غروب آفتاب رو

 جمع می کنند حتما نویسنده مطلوبشان را در او یافته اند.

از کتاب (یک روز قشنگ بارانی از اریک امانوئل اشمیت )

مناسب برای یک گفتگوی جانانه

+ نوشته شده توسط فائزه در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت |
شازده کوچولو

آ؛دم بزرگها ارقام را دوست دارند . وقتي با ايشان از دوست تازه اي

 صحبت مي كنيد ، هيچوقت از شما راجع به آنچه اصل است نمي پرسند

هيچوقت به شما نمي گويند كه مثلا آهنگ صداي او چطور است؟

چه بازي هايي را بيشتر دوست دارد؟

بلكه از شما مي پرسند: چند سال دارد؟ چند برادر دارد؟

وزنش چقدر است؟پدرش چقدر درآمد دارد؟

وتنها در آ ن وقت است كه خيال مي كنند اورا مي شناسند.

 

+ نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت |

پسر شاخه ها رابرید

وآنها را برد تا خانه اش را بسازد .

ودرخت خوشحال بود

از کتاب (درخت بخشنده   شل سیلور استاین )

تاکجا می توان بخشنده بود؟

 

+ نوشته شده توسط فائزه در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت |
 

فضول     آه استاد پندی به من بفروش

شرزین    {دست دراز می کند} پیش می گیرم . {فضول سکه ای می دهد}

به کسی که پند بفروشد اعتماد نکن!

فضول      {خشمگین } پس بده !

شرزین      آن که پول به اندرز می دهد ابله است  وآن که باز دهد ابله تر !

از کتاب (طومار شیخ شرزین از بهرام بیضایی)

چه  حرفی برای گفتن می توان داشت؟طومار شیخ شرزین [فیلمنامه]

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت |

 

کتاب داستانی روانکاوانه  فلسفی است که از شخصییت هانتا وافکارش سخن می گوید

 

روایت ذهن مغشوش انسانی است که در سرزمین سوسیالیستی با پرس خود به کار

 

 معدوم کردن کتب ممنوعه مشغول است و از آنجا که روح جستجو گر انسان هنوز

 

 در وی بیدار است با توجه به همین کتابهای آماده برای نابودی به شناختی وسیع از

 

 دنیا رسیده و با مرور کتاب به گوشه هایی از این شناخت پی خواهیم برد.

 

"اگر کسی می خواست کتابی را خمیر کند باید سر آدمها را زیر پرس

 

 می گذاشت ولی این کار فایده ای نداشت چون که افکار واقعی از بیرون

 

حاصل می شوند، تفتیش کننده های عقاید و افکار در سراسر جهان بیهوده

 

کتابها را می سوزانند"

 

نویسنده  بهومیل هرابال، مترجم پرویز دوایی

+ نوشته شده توسط ناهید در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت |

... می خواستم تنها باشم تا بتوانم چیز بنویسم ولی هر کس در یک خانواده

بخواهد تنها باشد گناهکار است همه چیز موقعی شروع شد که این دفترچه

براق و سیاه را که شباهت بچه زالو دارد در زیر پالتویم گذاشتم و به خانه

آوردم و در حقیقت...

او دفترچه را برای فرار از تنهایی خرید تا با نوشتن در آن متوجه

 بودن خویش شده و به آرزوی پنهانی و همیشگی خود رسیده و باز والریا شود.

والریا با تمام خستگی، تنهایی عاطفی، فشار کاری و کمبود مالی که داشته

 در رابطه با گوئیدو ترجیح می دهد که همچنان یک زن و یک مادر بماند

 و در آینده مادربزرگ باشد.

آلبا دسس په دس

+ نوشته شده توسط فتحیه در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت |

" رمان عقاید یک دلقک یکی از قوی ترین داستانهای عشقی ادبیات جدید است. دلقک قادر است

 

حقایق تلخ را با حرکات و کلمات قابل لمس کند و به زبان بیاورد و امیدها و شادیها و دردهایش را

 

زیر نقاب این صورتک سفید پنهان کند تا بتواند حقایق واقعی را در ظاهر دلقکی نشان بدهد. 

 

هاینریش بل نویسنده آلمانی در سال 1972 جایزه نوبل ادبیات جهان را از آن خود کرد. دلیل

 

موفقیت بل در اخذ این جایزه آنست که او توانست تقریباً در تمام آثار خویش عواقب روانی جنگ

و

 نتایج نابسامان آن را در رفتار انسانها بازتاب نماید. "

 

 

برگرفته از جلد کتاب (نوشته هاینریش بل، انتشارات جامی)

+ نوشته شده توسط ناهید در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت |