فهم توان خویش برای تغییروحس خوشایتد
شدن
فهم توان خویش برای تغییروحس خوشایتد
شدن
سیاوش خرد را چه سود اگر بدین نیندیشم؟
چه سود که این آبها را خون کنم؟که کشتگاه تشنه ،به خون مردمان
سیر کنم؟که آبادیها بسوزانم وویران کنم؟چرا به اشکهای مادران آب این رود را
بشورانم؟چرا خود را تیغی بران کنم،درکف مرگ هزاردست هزارچشم هزارپای
هزارسر؟
مرا مهلید ومفرماییدبه روی کسان مادرم تیغ خونریزکشم!که بدنامی رادرود اگرنام
درخون هم پیوندان خود باید جست!
جدال با جهل
چکيده :
نگارنده در اين كتاب گفتوگويي را با «بهرام بيضايي»، كارگردان مطرح سينماي ايران، ترتيب داده است. در اين گفتوگو، بيضايي نخست به بازگويي اتفاقات دوران كودكي و جواني خود ميپردازد و سپس به سوالاتي دربارة كشف سينما و انديشههاي وي در ارتباط با سينما پاسخ ميدهد. او در اين بخش از گفتوگو اشاره ميكند كه به اسطورهها علاقهمند است، چرا كه با اسطورهها ميتوان افكار و ترسهاي مردم را نشان داد و از اسطوره ميشود به عنوان ابزاري براي شناخت روانشناسي دستهجمعي مردم بهره گرفت. در ادامه گفتوگو، از نگاه بيضايي به مردم در فيلمهايش سخن به ميان ميآيد. فيلم كلاغ، سفر، مرگ يزگرد، ليلا، رگبار، باشو غريبة كوچك، اشغال، چريكة تارا در اين قسمت از گفتوگو مد نظر گفتوگوگر بوده است. سپس گفتوگوگر، گفتوگو را به آغاز نويسندگي و فيلمسازي بيضايي كشانده و نقش زن را در آثار بيضايي به ويژه در فيلم مير كفنپوش، رگبار، مسافران، غريبه و مه و شب سمور، به چالش ميكشاند. در پايان نيز دو فيلم مسافران و سگكشي، مورد تحليل بيضايي و گفتوگوگر قرار ميگيرد. همچنين در كتاب تصاويري از دوران فعاليت هنري بيضايي به تصوير كشيده شده است.
این نوشته کپی از خانه کتاب است که خود نشانی است از عادت دیرپای تنبلی
همانی که یکی از دغدغه های همیشگی آقای بیضایی است
آینه نشان می دهد وباز نمی بینیم
|
(جمله هایی در صفحه اول کتاب ) |
![]() |
کمی از کتاب را که خواندم متوجه شدم که نویسنده اش همانی ست
که دنیای سوفی را نوشته
برایم بیش از هرچی ارتباطی که بین پدر وفرزندی می تواند باشد ،جالب بود
ودیگر ابن که واقعن انسان چیست؟
واین که
«ده روز پيش از مرگ حکيم بزرگ آلمانی کانت، طبيب او به عيادتش رفت. فيلسوف کهنسال با وجود ضعف و چشمان تقريباً نابينا به خود جنبيد و به احترام تازه وارد به پابرخاست و وقتی با سرزنش پزشک مواجه شد، گفت: «حس انسانيت هنوز از من برنخاسته است.»
مقدمه آقای فولادوند برکتاب گریز از آزادی
البته پیش از این، کتاب هنر غشق ورزیدن از اریک فروم را خواندم ،که تاثیرش شاید تا امروز ادامه داشته
است
کاری دیگر از خانم روح انگیز شریفیان
واگویه های زنی در غربت ،وپرسش هایی که پاسخی شاید برایش نمی یابد
هم چنین حضور پررنگ گذشته،در امروزش،وگشتن وگشتن در پی خویش
طوماری شود ،ودر میدان ها خوانده شود.
باشد روزی که آب ونان به شرط ندهند
وبیداد از دهان دادگری سخن نگوید
ودانش مرد وزن نشناسد.
از امروز تا یک هفته ری جشن می گیرد؛
شایداشک بانوی غصه دار که در این جوی روان است
به لبخندی بیامیزد.
لبخندی که دیریست تا جهان نیازمند آنست))
از کتاب پرده ی نئی بهرام بیضایی
گویی کلمه کم دارم!!!!!!!!!!!!!!!
مثل آب برای شکلات داستان زندگی زنان نسلهای گذشتهٔ مکزیک است که به سبک رئالیسم جادویی و با زبان خانگی و فُرم زنانه (نوشتار زنانه) نگارش شدهاست. این رمان، عشقی زیبا را در کنار مبارزهٔ یک زن با سنتهای جامعه خود نشان میدهد.[۱]
هر فصل از این کتاب با دستور آشپزی و یا داروسازی جالبی شروع شده و به موضوع آن فصل مرتبط میشود.[۱]
این کتاب در سال ۱۹۸۹ نوشته شده و درسال ۱۹۹۲ نیز فیلمی بر اساس آن در مکزیک توسط Alfonso Arau ساخته شدهاست. کتاب به ۳۰ زبان ترجمه شده و بیش از سه میلیون نسخه از آن چاپ شده است[۲].
نام کتاب معنایی دوگانه دارد: نخست اشاره به دستور تهیه شکلات داغ (هات چاکلت) دارد که در مکزیک با آب و کاکائو تهیه میشود (نه با شیر). دوم، اصطلاحی در زبان اسپانیایی است استعاره از احساسات تند و برانگیختگی جنسی[۲].
| نویسنده | لورا اسکوئیول |
|---|---|
| عنوان اصلی | Como Agua para Chocolate (Like Water for Chocolate) |
| برگرداننده | مریم بیات |
| تصویرگر | |
| طراح جلد | |
| کشور | مکزیک |
| زبان | اسپانیایی |
| مجموعه | |
| موضوع(ها) | زندگی ، عشق |
| سبک(ها) | رئالیسم جادویی ، نوشتار زنانه |
| ناشر | انتشارات روشنگران و مطالعات زنان |
| تاریخ نشر | ۱۹۸۹ (میلادی) |
| نشر فارسی | چاپ ششم در سال ۱۳۸۵ |
| رسانهی عرضه | کتاب |
| تعداد صفحات | ۲۴۰ |
دخترک کبریت فروش از هانس کریستین اندرسن را برای بچه ها
در خانه کتاب خواندم(به مناسبت روز تولد اندرسن)
به فکردوباره ای مرا واداشت.
به بچه ها ی این روزگار نگاه می کنم ،حتا در مزگاه
به بچه های خیابان
وبه فروسنده های جوراجور مترو و..........