تبليغاتX
هم اندیشان

اووه تیم. محمود حسینی زاد

مثلا،برادرم یکی از مهم ترین کتابهایی است که در چند سال گذشته در آلمان نوشته شده است.هم از جنبه ادبی،هم تاریخی

(در یکی از نقل قول هایی که از نقد هادر کتاب آورده ام،یکی به درستی نوشته:

کتاب که به آخر رسید، گریه کردم، پی بردن به این که انسان چه قدر راحت می تواند به گوسفند تبدیل شود هولناک است."
+ نوشته شده توسط فتحیه در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت |

« گورم پنجاه متری از جاده دور است. چند روز که بگذرد، خاک و شن رویش را می گیرد. کهنه اش میکند و شبیه همین بیابان میشود و راستی راستی گورم گم میشود. خوب نیست ادم گورش گم بشود. جایی چال شود که کسی نداند. وقتی زنده بودم هیچ اهمیتی نمیدادم که بعد از مردنم کجا گورم کنند،کسی برایم گریه بکند یا نکند. ولی الان دوست داشتم که کسی روی خاکم گریه کند. »

  کتاب « مردی که گورش گم شد »  نویسنده حافظ خیاوی

+ نوشته شده توسط ناهید در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت |
آمدم از کتابی دیگر بگویم

پشیمان شدم

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت |
یک روز دیگر

((پدرم یک بار به من گفت:تو می توانی پسر مامان باشی یا بابا.

اما نمی توانی پسر هردو باشی.))

از کتاب یک روز دیگر   میچ آلبوم با ترجمه گیتا گرکانی

شاید  عادت  حسرت خوردن  برای از دست رفته ها بود،که

کتاب را چندان خوشایند نیافتم

 

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت |
فصل آخر

((این قصه مکرر عشق است))

(از کتاب فصل آخر از خانم گیتا گرکانی که متولد اواخر دهه

۳۰ است وکتابهایی از میچ آلبوم را ترجمه کرده )

ودر آن عشقی ندیدم که چون بهار پر از رنگ است وشور

وبه نظرم بیشتر همه چیز سیاه بود یا سفید .ایستا بود

وبه قول ژاک قضا وقدری ((آن بالا نوشته شده ))

+ نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت |
ژاک قضا و قدری و اربابش- شما دینی به جراح قصر ندارید

اما خیال می کنم مدیون شوهر من هستید:

به لطف اوست که با هر دو پا راه میروید

- وچون شوهرتان به من خوبی کرده من باید

به شخص دیگری بدی کنم؟

کتاب ترجمه مینو مشیری است که پارسال چاپ شده

وجالب که نویسنده متولد ۱۷۱۳ می باشد

+ نوشته شده توسط فائزه در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت |
 

كافه پيانو

دستم نمی رفت پست بلندتری توی وبلاگم بگذارم.

برای همین فقط یک جمله نوشتم وفرستادمش برای پابلیش

شدن.

مال یک فرانسوی به اسم لاروش که یک وقتی این جمله را ازش

جایی خوانده بودم وبه نظرم خیلی قیمتی آمده بود:

جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند .

اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

از کتاب( کافه پیانو از فرهائ جعفری)

+ نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت |

لشک کولاکوفسکی متفکر و متکلم لهستانی از برجسته ترین اندیشمندان قرن بیستم است.که تحقیفات گستردهاش قرون وسطی تا دوران معاصر را در بر میگیرد.تالیفاتش شامل طیف وسیعی است در زمینه های فلسفی،الهیات مسیحی و نیز مباحث اجتماعی و فرهنگی قرن حاضر که به زبانی ساده نوشته شده است

+ نوشته شده توسط ده بانو در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت |
    

باور کردن این فرهنگ ، که بزرگانی مانند فردوسی مولوی سعدی حافظ فارابی ابن سینا وبسیاری دیگر داشته است به معنی بزرگداشت بشریت ، شکرگذاری خداوند ، وایجاد چشمه ی جوشان دیگری برای تغذیه جسم وروان جوامع بشری ،در کنار تمدنهای بزرگ دیگر دنیاست  

دکتر رضا منصوری فیزیکدان واستاد دانشگاه صنعتی شریف دراین کتاب با مقایسه زمانی تحول کشورهای توسعه یافته ادوار مختلف با ایران ونیز تفکر حاکم بردو نقطه فوق در هرمقطع علل عقب ماندگی وراه توسعه یافتگی را توضیح می دهد .

تصمیم اخیر دوستان برای خواندن شاهنامه ودعوت همه دوستان به این برنامه با ایجاد بحث مستمر راهی است برای آنکه ابتدا خودمان این بزرگان را بیشتر بشناسیم  تا بتوانیم این باور را نزددیگران نهادینه کنیم

مطالعه همزمان این دوکتاب را به دوستان توصیه می کنم  

+ نوشته شده توسط شهربانو در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت |
 

شرمنده شدیم از این که کتاب می خوانیم.

بیش از پنجاه سال داریم.

ایرانی هستیم.

وتا امروز یکبار هم به سراغ شاهنامه نر فته ایم.

از امروز شاید از خشم به خویشتن بکاهیم.

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت |