تبليغاتX
هم اندیشان
دختر پرتقالیکمی از کتاب را که خواندم متوجه شدم که نویسنده اش همانی ست

که دنیای سوفی را نوشته

برایم بیش از هرچی ارتباطی که بین پدر وفرزندی می تواند باشد ،جالب بود

ودیگر ابن که واقعن انسان چیست؟

 

واین که

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت |

«ده روز پيش از مرگ حکيم بزرگ آلمانی کانت، طبيب او به عيادتش رفت. فيلسوف کهنسال با وجود ضعف و چشمان تقريباً نابينا به خود جنبيد و به احترام تازه وارد به پابرخاست و وقتی با سرزنش پزشک مواجه شد، گفت: «حس انسانيت هنوز از من برنخاسته است.»

مقدمه آقای فولادوند برکتاب گریز از آزادی

البته پیش از این، کتاب هنر غشق ورزیدن از اریک فروم را خواندم ،که تاثیرش شاید تا امروز ادامه داشته

است

 

+ نوشته شده توسط فائزه در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت |
کارت پستالکاری دیگر از خانم روح انگیز شریفیان

واگویه های زنی در غربت ،وپرسش هایی که پاسخی شاید برایش نمی یابد

هم چنین حضور پررنگ گذشته،در امروزش،وگشتن وگشتن در پی خویش

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت |
  ((آری،بدینسان رنجنامه ی بانوی غصه دار

طوماری شود ،ودر میدان ها خوانده شود.

باشد روزی که آب ونان به شرط ندهند

وبیداد از دهان دادگری سخن نگوید

ودانش مرد وزن نشناسد.

از امروز تا یک هفته ری جشن می گیرد؛

شایداشک بانوی غصه دار که در این جوی روان است

به لبخندی بیامیزد.

لبخندی که دیریست تا جهان نیازمند آنست))

از کتاب پرده ی نئی بهرام بیضایی

گویی کلمه کم دارم!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط فائزه در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت |

مثل آب برای شکلات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

مثل آب برای شکلات داستان زندگی زنان نسلهای گذشتهٔ مکزیک است که به سبک رئالیسم جادویی و با زبان خانگی و فُرم زنانه (نوشتار زنانه) نگارش شده‌است. این رمان، عشقی زیبا را در کنار مبارزهٔ یک زن با سنت‌های جامعه خود نشان می‌دهد.[۱]

هر فصل از این کتاب با دستور آشپزی و یا داروسازی جالبی شروع شده و به موضوع آن فصل مرتبط می‌شود.[۱]

این کتاب در سال ۱۹۸۹ نوشته شده و درسال ۱۹۹۲ نیز فیلمی بر اساس آن در مکزیک توسط Alfonso Arau ساخته شده‌است. کتاب به ۳۰ زبان ترجمه شده و بیش از سه میلیون نسخه از آن چاپ شده است[۲].

نام کتاب معنایی دوگانه دارد: نخست اشاره به دستور تهیه شکلات داغ (هات چاکلت) دارد که در مکزیک با آب و کاکائو تهیه می‌شود (نه با شیر). دوم، اصطلاحی در زبان اسپانیایی است استعاره از احساسات تند و برانگیختگی جنسی[۲].

مثل آب برای شکلات
نویسنده لورا اسکوئیول
عنوان اصلی Como Agua para Chocolate (Like Water for Chocolate)
برگرداننده مریم بیات
تصویرگر
طراح جلد
کشور مکزیک
زبان اسپانیایی
مجموعه
موضوع(ها) زندگی ، عشق
سبک(ها) رئالیسم جادویی ، نوشتار زنانه
ناشر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
تاریخ نشر ۱۹۸۹ (میلادی)
نشر فارسی چاپ ششم در سال ۱۳۸۵
رسانه‌ی عرضه کتاب
تعداد صفحات ۲۴۰

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت |
دخترک کبریت فروش از هانس کریستین اندرسن را برای بچه ها

در خانه کتاب خواندم(به مناسبت روز تولد اندرسن)

به فکردوباره ای مرا واداشت.

به بچه ها ی این روزگار نگاه می کنم ،حتا در مزگاه

به بچه های خیابان

وبه فروسنده های جوراجور مترو و..........

 

+ نوشته شده توسط فائزه در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت |
 بیابان

آکادمي جايزه نوبل به پاس يک عمرفعاليت ادبي اين جايزه رادرسال ۲۰۰۸به نويسنده بدعتها،ماجراهاي شاعرانه وهيجانات جنسي - به ژان ماري گوستاولوکلزيو- اهداکرد.

نقل از جلدکتاب:

اين رمان داراي تصاويرباشکوه ازيک فرهنگ گمشده دربيابان آفريقاي شمالي است واين تصويردرمقابل تصويري ازاروپاقرارداردکه ازديدمهاجران نمايش داده ميشود.

ناشر:انتشارات کاروان                 قيمت:۷۰۰۰تومان   

+ نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت |
ترجمه غبرایی از فرزند پنجم لسینگ به بازار آمدلسینگ برنده نوبل ۲۰۰۷ گویا حدود سالهلیی که ویرجینیا ولف اتاقی از آن خود را

نوشت ،به دنیا آمده است.(می شود گفت :به ما چه!)

کتاب شرح زندگی شادی است که حضور فرزندی غیر عادی دگرگونش می کند.

می شود دوباره نگاه کرد

به زندگی،به شادی ،به فرزند ،به عادی ،به غیر عادی و........

وحتا به جایزه نوبل

+ نوشته شده توسط فائزه در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت |
اتاقی از آن خوددر خور توجه است که این کتاب بر آمده از کاری  برای یک سخنرانی

دوساعته در هشتاد سال پیش است،با عنوان :زن وداستان

وجای پرسش دارد،نیاز به اتاقی از آن خود ونویسندگی؟

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت |
((-من ايراني ام . به فارسي مي نويسم.

-چند سال است اينجاييد؟

-بيست سالي مي شود.

مجردم . به قول شما آلماني ها بين دوصندلي نشسته ام ،نمي دانم متعلق به كجام.

برگشتني هستم يا ماندني. ادبيات آلماني خوانده ام وچنان كه انتظار مي رفت ،در رشته ي

خودم كار پيدا نمي كنم .ناچارم نانم را از طريق رانندگي تاكسي در بياورم.))

از كتاب تاكسي نوشته ها از ناصر غياثي

براي شكستن سكوت سالها ،نياز به اين صداها را حس مي كنيم؟

 

+ نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت |